X
تبلیغات
رایتل

به دیدگاههای شخصی بنام«البرز» درباره آثار باستانی بیستون که در تاریخ 12 شهریور ماه 1385 به وبلاگ ناصر پورپیرار ارسال شده است توجه فرمائید:

« با سلام مجدد، جناب استاد! من تاکنون سه بار به بیستون رفته ام. درآنجا دیواره ای نیمه کاره ناتمام و عظیم وجود دارد که گفته شده در زمانهای باستان برای کندن کتیبه یا نقش برجسته درحال آماده شدن بوده است. اما نکاتی که درآن قابل توجه است لبه های « تیز» فوقانی پس از تراش سنگ از دیواره است که من خودم نتوانستم باور کنم با دست و یا وسایل ابتدایی در زمانهای قدیم حتی تا 200 سال پیش تراشیده شده باشد.

مطلب دیگر جابجا کردن سنگهایی با عظمت حدود ده تن در آن مکان و با وسایل زمانهای باستان کاملاً محال به نظر می رسد و نکته جالب دیگر مشهود بودن خطوط قلمکاری بسیار نیرومند برروی دیواره و نیز اکثر سنگهای متلاشی شده اطراف دیواره است که کار دست انسان را محال می نماید.

من از مجموع نکات فوق شخصاً در تراش خوردن این دیواره عظیم با دست و ابزار اولیه کاملاً تردید دارم و   می توانم ساخت این دیواره ناتمام را اینگونه شرح دهم:

افرادی با وسایل نسبتاً مجهز و مواد منفجره با دقت زیاد این کار را دور از چشم مردم عادی و با هماهنگی دولت وقت (شاید زمان رضاخان پهلوی) به قصد هویت سازی نوین برای تاریخ این سرزمین انجام داده اند. لیکن در میانه کار برنامه شان متوقف شده است. والسلام، والحمدلله »

و اما پاسخ پروفسور ناصر پورپیرار!! به ایشان:

« آقای البرز، درمواردی میزان جعل و نوکنی در کتیبه بیستون از آنچه شما حدس زده اید، بسیار افزون تر است. امیدوارم تحقیق جامع و کاملاً مستندی که درباره این کتیبه درحال انجام است به زودی به پایان برسد و متن آن منتشر شود.»

جناب البرز در دیدگاه خود نوشته اند که سه بار از بیستون دیدن کرده اند. اما عمداً یا سهواً ننوشته اند که منظورشان از « دیواره نیمه کاره و عظیم » کدام نقطه از آثار باستانی بیستون است. کسانیکه به آثار این منطقه آشنایی دارند و همچنین اهالی منطقه بیستون در استان کرمانشاه، می توانند تشخیص دهند که منظور این شخص از این دیواره نیمه کاره و عظیم، دیواره تراش خورده مستطیل شکل در بدنه کوه بیستون بوده که به « فرهاد تراش» شهرت داشته و در 300 متری غرب کتیبه مشهور داریوش بزرگ واقع است ( تصاویر شماره 1 و 2 و 3).

دیواره فرهادتراش (یا فرهادتاش) که بزرگترین صفحه سنگی تراش خورده ( به ابعاد تقریبی 40*200 مترمربع) در ایران است، یکی از شگفت انگیزترین آثار باستانی بوده که جهت ثبت یک اثر تاریخی یا نگارش یک کتیبه برروی آن تراشیده شده، اما به دلایلی پس از آماده سازی آن بطور نیمه کاره رها شده است.

پژوهشهای باستان شناسان و بررسی تطبیقی آثار تیشه و ابزارهای حجاری برروی این دیواره و همچنین شکل و قالب سنگهای تراش خورده، تا حدودی روشن ساخته است که این اثر عظیم در اواخر روزگار ساسانیان ( احتمالاً در زمان پادشاهی خسروپرویز) و جهت ثبت پیروزیهای برق آسای ارتش ایران بر ارتش روم شرقی آماده شده ولی به دلیل شکستهای ایران در اواخر عهد پادشاهی خسروپرویز و بروز بحرانهای مختلف و در نتیجه فروپاشی شیرازه دولت ساسانی، این کار نیمه کاره رها شده است. ذکر این نکته ضروری است که نظریات دیگری مانند انتساب این اثر به دوران پادشاهی داریوش بزرگ و همچنین استفاده از محوطه فرهادتراش بعنوان یک معدن استخراج سنگ برای ساختن کاخ و ساختمان در روزگار اشکانیان و ساسانیان هم مطرح شده ولی اجماع پژوهشهای باستان شناسان و همچنین وجود افسانه های کندن کوه بیستون بدست فرهاد (درزمان خسرو پرویز )، همگی نظر نخست را بیشتر تقویت می سازد.

 تصویر شماره 1: دیواره فرهاد تراش- نمای روبرو (این عکس را نگارنده در شهریور 1386 تهیه کرده است)

 

تصویر شماره 2: دیواره فرهاد تراش ، جبهه غربی (این عکس در شهویور ماه 1386 بدست نگارنده تهیه شده است)

 

تصویر شماره 3: دیواره فرهاد تراش – زاویه دید جنوب غربی (این تصویر در شهریور 1386 بدست نگارنده گرفته شده است)

اکنون به دیدگاه مطرح شده توسط جناب البرز می پردازیم. آنطور که از محتویات عبارات این شخص برمی آید، معلوم نیست که آیا ایشان قصد دارند با آقای ناصر پورپیرار شوخی کنند یا واقعاً درباره این دیواره عظیم، بسیار جدی این نظرات را می دهند. زیرا هر شخص با هر سن یا مقام و مرتبه ای، چه پیر و چه جوان این دیواره را از نزدیک ببیند، از عظمت کار اشخاصی که در روزگاران باستان آنرا تراشیده اند به حیرت افتاده و بسیار افسوس می خورد که چرا و چگونه این صفحه عظیم، ناتمام مانده و تاریخ باشکوهی از دوران باستانی این سرزمین دردل آن پنهان مانده است. هیچکس چه پژوهشگر و باستان شناس و حتی فرد عادی به ذهنش خطور نمی کند که این دیواره بوسیله انفجار یا تراش تیغه دستگاههای مدرن بوجود آمده باشد.

ضمناً توجه خوانندگان محترم را به معادن موجود استخراج سنگهای مختلف که در سطح کشور پراکنده اند، جلب می نماییم. با مقایسه بسیار سطحی و ساده آثار کنده کاری سطح دیواره فرهاد تراش در بیستون با آثار بوجود آمده بر روی دیواره های سنگی معادن ( دراثر استفاده از روشهای مدرن استخراج سنگها)، تفاوت بسیار فاحش آثار کنده کاری در روزگاران کهن با آثار موجود بر روی دیواره های معادن امروزی آشکار می شود.

باز دراینجا تاکید می کنیم که نمی دانیم آیا جناب البرز عمداً درباره دیواره فرهاد تراش اینگونه نظر می دهند یا بسیار جدی می فرمایند. اما اگر فرض را بر این بگیریم که نظر این شخص جدی است و آنطور که ادعا می کنند سه بار از بیستون دیدن کرده است، به ایشان پیشنهاد می کنیم که اگر برای ایشان مقدور بود برای بار چهارم هم به این منطقه سفر کرده به پای این دیواره عظیم آمده و اینبار با چشمان باز و با دقت به سنگهای تراشیده شده و قالبهای سنگی ( که برای تراشیدن مجسمه های مختلف آماده شده بودند) و همچنین اثر تیشه و ابزار و آلات حجاری بر روی این دیواره نگاه کنند و سپس یک زحمت دیگر کشیده حدود 10 کیلومتر به سمت غرب بیستون و اینبار به محوطه استخراج سنگهای معدنی از دامنه کوه پراو جهت کارخانه سیمان کرمانشاه رفته و به سنگهای تراش خورده در اثر استفاده از دستگاههای مدرن دقت فرمایند تا مطلب برایشان روشن شود.

همچنین اگر باز هم مطلب برایشان روشن نشد و هنوز به باستانی بودن دیواره فرهادتراش مشکوک بودند، پیشنهاد می کنیم یک زحمت دیگر هم کشیده اینبار از طریق جاده هرسین ( روبروی کوه بیستون) به سمت روستاهای     اسحاق وند و پاسار تشریف برده وقتی به منطقه « انجیرک» رسیدند، منظره کوهی را خواهند دید که محل استخراج سنگهای عظیم گرانیت بوده و توصیه می کنیم به دیواره های متعددی که حاصل برش سنگهای معدنی با دستگاههای مدرن یا انفجار هستند، با دقت نگاه کنند تا آنگاه بفهمند که امکان ندارد دیواره فرهاد تراش در زمان جدید و با روشهای مدرن امروزی بوجود آمده باشد.

همچنین اگر ایشان حال و حس داشتند، در طول جاده فرعی و سپس از طریق یک راه مالرو کوهستانی به پای دخمه های باستانی اسحاق وند رفته و با چشمان خود ببینند که به هیچ وجه امکان ندارد که با اتومبیل نزدیک این دخمه های سنگی تراش خورده در دل کوه رفت ویا وسایل انفجار، لودر و یا ماشین آلات برش و تراش سنگ را به این محوطه حمل نمود!

ایشان در سفر چهارم خود به بیستون حتماً از اهالی این منطقه و بویژه سالخوردگان بپرسند که آیا دورانی را به یاد دارند که دیواره فرهاد تراش وجود نداشته و بعد متوجه شده باشند این دیواره بطور مخفیانه تراشیده شده و بگویند که این دیواره قبلاً وجود نداشته اما نمی دانیم چگونه بر سینه کوه  ظاهر شده است.

می دانیم موقعیت این دیواره چنان است که از دشتهای پهناور بیستون و هرسین و روستاهای اطراف و همچنین جاده کرمانشاه- همدان و از فاصله بسیار دور، به راحتی قابل دیدن است (تصویر شماره 4و5 ). جناب البرز اگر این مطالب را جدی می فرمایند، اندکی عقل و شعور خود را به کار بیاندازند و با خود بیاندیشند که چطور افرادی « با وسایل مجهز و مواد منفجره آنهم با دقت زیاد» دور از چشم افراد عادی در هفتاد سال اخیر این دیواره را تراشیده اند و هیچکس از اهالی این منطقه متوجه این قضیه نشده و چطور انفجاری بوجود آمده که هیچکس صدای آنرا نشنیده است؟! نمی دانیم این شخص که ادعا می فرمایند سه بار از این منطقه دیدن نموده است، واقعاً برای دیدن آثار باستانی آمده یا برای تفریح و خوشگذرانی و عیاشی در یک محوطه دلپذیر طبیعی، این مکان را انتخاب نموده است!

تصویر شماره 4: دیواره فرهاد تراش که از فاصله بسیار دور قابل دیدن است. (این عکس در شهریور ماه 1386 بدست نگارنده تهیه شده است)

 

تصویرشماره 5: منظره عمومی دشت و کوههای جلوی کوه بیستون (این عکس در شهویور ماه 1386 بدست نگارنده و از کنار دیواره فرهاد تراش گرفته شده است)

و اما اکنون بیشتر به عبارات احمقانه این فرد دقت می کنیم. جناب البرز پس از دیدن دیواره فرهادتراش متوجه   « لبه های تیز فوقانی باقیمانده پس از تراش سنگ از دیواره» شده اند که باور نمی کنند با دست یا وسایل ابتدایی در زمانهای قدیم بوجود آمده باشد. برای اطلاع خوانندگان محترم عرض می کنیم که منظور جناب البرز از لبه تیز فوقانی، کنده کاری فرورفته و عمیق در امتداد ضلع بالایی دیواره است که در تصویر زیر کاملاً مشخص است:

تصویر شماره 6: کنده کاری لبه فوقانی دیواره فرهادتراش در ضلع بالایی (این عکس در شهریور 1386 توسط نگارنده گرفته شده است)

با اندکی اطلاع از علم باستان شناسی و روشهای پیکر تراشی در عهد قدیم ( بویژه در عهد ساسانیان) و مقایسه آنها با دیگر آثار حجاری می توان تشخیص داد که شکل دهی این لبه تیز فوقانی مورد اشاره این شخص، در دوره جدید نیست بلکه متعلق به همان روزگار ساسانیان است.

پیکرتراشان روزگار ساسانیان در مرحله نخست سینه کوه را تراشیده سطح دیواره را هموار ساخته و چهارچوب کلی نمایش پیکره ها را طرحریزی نمودند.

تصویر شماره 7: سطح هموار شده دیواره سترگ فرهاد تراش (این عکس در شهویور ماه 1386 بدست نگارنده گرفته شده است)

در این مرحله با استفاده از ابزارهای قدیمی تراش کوه، تیشه های بزرگ، قلم و چکش و کلنگ یک دیواره عظیم اولیه به شکل مستطیل و به ابعاد تقریبی 200*40 متر مربع در پای کوه آماده گردید که بنا به عللی عملیات حجاری بر روی این دیواره خام، متوقف شده و سطح آن به همان صورت که اینک دیده می شود، باقی ماند. ضمناً آثار قلم خوردگی و تراش سنگها هنوز برروی این دیواره مشخص و معلوم بوده که متعلق به این مرحله حجاری است ( تصویرشماره 8 ) و جناب البرز که می فرمایند « خطوط قلمکاری بسیار نیرومند» را بر روی دیواره و سنگهای متلاشی شده اطراف آنرا دیده اند، در حقیقت به همین آثار اشاره دارند.

تصویر شماره 8: خطوط قلمکاری بر روی دیواره فرهاد تراش کاملاً مشخص است (این عکس در شهریور ماه 1386 توسط نگارنده از این دیواره گرفته شده است.

در اینجا لازم است به این شخص خاطر نشان سازیم که اگر سفر چهارمی به منطقه غرب کشور داشتند، قبول یک زحمت دیگر فرموده از آثار باستانی تاق بستان در کرمانشاه هم دیدن کنند و اینبار با دقت هرچه تمام به دیواره های اطراف آن تاقهای شکوهمند تماشا کنند تا کاملاً متوجه شوند که تراشیدن دیواره کوهها و بجاماندن اثر خطوط قلمکاری در دیواره سنگهای تراشیده در روزگار باستان، پدیده ای غیر عادی نبوده است ( تصویرشماره 9). ضمناً به جناب البرز یادآور     می شویم به هیچ وجه شک نکنند که آثار باستانی تاق بستان کرمانشاه، از روزگار ساسانیان بجا مانده و به هیچ وجه با انفجار یا ابزارهای مدرن امروزی بوجود نیامده است. از این اثر بارها و بارها در کتب مختلف و معتبر تاریخی و ادبی یاد شده و سیاحان غربی هم در طول 400 سال اخیر حتی تصویر آنرا ترسیم کرده یا از آن عکس گرفته و حتی ناصرالدین شاه قاجار هم آنرا از نزدیک دیده است.

تصویر شماره 9: به آثار خطوط قلمکاری در پشت کنگره ها و سنگهای اطراف تاق بزرگ در تاق بستان دقت کنید.

باز به همان اثر عظیم فرهاد تراش می پردازیم. در مرحله بعد حجاران ساسانی عملیات تراشیدن صفحه نهایی را از بالا به پایین آغاز کردند. آنها برای این کار از ضلع بالایی دیواره از قبل آماده شده آغاز کردند و شروع به کندن سنگها و تراش صفحه نهایی در عمق حدود یک متری کوه نموده و قصد داشتند در حین تراش نهایی دیواره، قالب تصاویر و نقوش را بر بدنه آن شکل دهی کنند که متاسفانه در همان مرحله، کار متوقف ماند. توجه خوانندگان عزیز و محترم را به کنده کاریهای گوناگون در روزگار ساسانیان و در عمق سینه کوه ( بویژه در بیشاپور) جلب می کنیم ( www.livius.com).

جناب البرز در نظر خود درباره جابجایی « سنگهایی به عظمت و حدود 10 تن» در دوران باستان شک نموده اند. به ایشان پیشنهاد می دهیم دراین باره با همان استاد بسیار تاریخدان خود ( استاد ناصر پورپیرار ) بیشتر مکاتبه نمایند و پرسش نمایند. حضرت استاد در پاسخ بناهای مختلف بیگانگان مانند اکروپولیس آتن یا دیوار چین را که درکتاب         « دوازده قرن سکوت ( ساسانیان : پیشینه های ناراستی) » آنها را ستایش نموده و بر بناهای ایرانی ترجیح می دهد، برایشان مثال خواهند زد!

ضمناً اگر به حمل سنگهای عظیم در دوران قدیم در داخل این سرزمین مشکوک هستند، استاد حتماً به ایشان نمونه هایی مانند آن زیگورات ایلامی در استان کنونی فارس را که مورخان مزدور یهود آنرا به « تخت جمشید» تغییرنام داده اند!! یا آن بنای محل جمع آوری نذورات یونانیان! را (که استاد می فرمایند مزدوران یهودی آنرا منتسب به آرامگاه کورش اسلاو و وحشی!! نموده اند!) معرفی خواهند نمود تا برایشان ثابت شود چطور یونانیان باستان توانسته اند در استان کنونی فارس سنگهای عظیم را جابجا کنند!!

واما در اینجا توجه خوانندگان محترم را به پاسخ استاد کبیر تاریخ و کسی که قصد دارند با ارائه دیدگاههای خود تاریخ را تکان دهند، جلب می کنیم. ناصر پورپیرار گویا به مندرجات البرز خان توجه ننموده و مشاهدات این شخص از دیواره فرهادتراش را با کتیبه داریوش بزرگ در بیستون اشتباه گرفته است!

تصویر شماره 10: سنگنبشته داریوش بزرگ (این تصویر در شهریور 1386 بدست نگارنده تهیه شده است)

ما نمی دانیم که آیا پروفسور ناصر پورپیرار! به راستی کوه بیستون و آثار باستانی این منطقه را از نزدیک دیده است یا خیر. اما از پاسخی که ارائه فرموده است می توانیم میزان درک و شعور وی را از شناخت این محوطه باستانی و نیز سخنان بسیار تاریخیش!!! حدس بزنیم! آنطور که از پاسخ ناصر خان برمی آید، ایشان احتمالاً درحال تحقیق وتهیه مستنداتی هستند که ثابت نمایند حجاریها و کتیبه داریوش بزرگ و همچنین دیواره آن بوسیله لودر، دستگاههای سنگبری و یا انفجارهای مهیب، بطور مخفیانه و بی سروصدا !! آنهم طی هشتاد سال اخیر تراشیده شده و اصلاً کسی مانند داریوش هخامنشی که از سرزمین خزرها !! فرار کرده و آن جنایات وحشتناک را انجام داده است!! هیچگاه نمی توانسته و نمی دانسته که چگونه کتیبه ای را آنهم در ارتفاع 100 متری از سطح زمین حجاری نماید!!

و باز میگوییم که خداوند یک درک و شعوری هرچند ناچیز به ناصر پورپیرار و مریدانش بدهد!

 

 

خوانندگان گرامی! متن کامل این نوشتار را می توانید به صورت یک مقاله PDF شده به روش زیر دریافت نموده و مطالعه فرمایید:

1-      بر «لینک» زیر کلیک راست نموده و open in New Window را برگزینید.

2-      در صفحه اینترنتی باز شده صبر نمایید تا جعبه ابزار Click here to start download ظاهر شود.

3-      این گزینه را برای دانلود یا دیدن متن مقاله PDF شده برگزینید.

 

لینک برای دریافت مقاله